قهرمان ميرزا عين السلطنه

1280

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

برخاسته ملتفت شود . از پله‌ها پائين مىآيد كه بعد از ساعتى مجددا برود . به عجله پائين مىآيد يك نفر از غلامهاى كشيك‌خانه كه بيدار [ بوده ] و گردش مىكرده ملتفت سياهى مىشود . صدا مىكند سياهى كيستى ؟ جواب نداده و فرار مىكند . غلام فرياد مىزند سايرين بيدار مىشوند . وارد حوضخانه مىشود كه به باغ بزرگ و راه آمدن خود داخل شده فرار كند . در وسط حوضخانه گرفتار مىشود . تپانچه و اسباب حربى جز يك كارد كه حالا شهرت مىدهند چاقوى قزوينى بوده همراه نداشته . جوان باريك‌اندام بلندى است . دو روز استنطاق كردند . گاهى خودش را به ديوانگى مىزند . گاهى هوشيار است . حالا شهرت داده‌اند سفيه بوده و در شهر ستانك هم يك مرتبه در اندرون شاه شهيد رفته بوده . گرفتار شده بواسطهء سفاهت مستخلص شده . اما راست نبايد باشد . اين شخص با آن جرأت و جلادت و اين حركت بىوقت بزرگ مشكل بدون اراده بوده باشد . چنانچه گفته بودند كه اين چه كارى بود كه اراده داشتى كه تمام را به كشتن بدهى جواب داده است اگر كارى را كه ميل داشتم صورت مىگرفت كسى به فكر كشتن شماها نمىافتاد . به سردار معظم وزير جنگ در روز استنطاق بسيار فحش داده و كلمات سخت گفته [ بود ] . درست مستحضر نيستم از چه مقوله بوده ، مثلا كلماتى كه دال به ديوانگى اوست . مىگويند گفته من آمده بودم با زنهاى شاه عيش كنم ، فلان و به همان آنها بگذارم . گاهى مىگويد من را حضرت امير المؤمنين حكم كرده بيايم سلطنت بكنم . اين شاه كه قابل نيست . امير بهادر و جمعى ديگر او را نزديك ديوار آورده‌اند كه نشان بده از كجا آمدى . نشان مىدهد . بعد مىگويند حالا هم مىتوانى به روى ، گفته است بله . مستحفظ در پشت ديوار مىگذارند و مىگويند برو . دورخيز كرده به يك جستن بالا مىرود و سرازير مىشود كه ناظرين از اين جستن متحير و متعجب مىشوند . قصاص خون ميرزا رضا ابو القاسم با نقيب الممالك به تماشاى او مىروند . درويش اين شعر را مىخواند . كس ندارد از رضاى حق گله * عار نايد شير را از سلسله جواب مىدهد درويش من شيرم يا تو . مىگويند ايو اللّه تو شيرى . خيلى جوان خوش سيماى بلند خوش‌اندامى است . گفته است ما سى نفر هستيم و هريك به قصاص خون ميرزا رضا ايستاده‌ايم . تا يكى از ما كار خود را صورت ندهد آسوده نمىشويم . گفتند در سه شبه لشكرك كه چند روز قبل شاه تشريف‌فرما شده بود در اردو بوده و منتظر وقت بوده و مدتى هم هست دنبال دارد . از قرار معلوم تعليمى كه رفقاى او داده‌اند اين است كه اگر گرفتار شدى فقط براى راه نجات خودت سفاهت را اختيار كن . اما اين حركات و